گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

هر که را یاری چو تو سرکش بود

کی ز بیم تیغ سر در کش بود

مجلسی کانجا بود شمعی چو تو

مرغ جان پروانه آتش بود

چند گه بگذار تا می بینمت

تا که جانم وام تو، مهوش، بود

روز و شب می میرم اندر یاد تو

مرگ هم بر یاد رویت خوش بود

گر به یک بوسه لبت بتوان گزید

آن یکی بوسه به جای شش بود

تا سزا بیند دل بی عافیت

خوبرو آن به که گردنکش بود

خسروا، گر عاشقی از غم منال

عشقبازان را دل غمکش بود

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.