گنجور

شمارهٔ ۵۵۰

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

کسی کز عاشقی بیزار باشد

اگر طاعت کند بیکار باشد

مفرح خاطری کازار بیند

مبارک سینه ای کافگار باشد

دلی کز نیکوان دردی ندارد

چو سنگی دان که در دیوار باشد

وگر عاشق هوای نفس جوید

سگی اندر پی مردار باشد

قلندر گر شراب تلخ نوشد

به از صوفی که حلوا خوار باشد

جگر خواری کن آنجا، گر توانی

که مهمان شکر بسیار باشد

تو خفته، حال بیداران چه دانی؟

کسی داند که او بیدار باشد

غلط کردم، ستم می کن که خوبی

ترا از داد کردن عار باشد

نوازش کن که خسرو عاشق تست

که آسانش کشی، دشوار باشد

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.