صد جان به یکی دانگ به بازار فروشند
خوبان به دل و جان ز چه رخسار فروشند؟
جان می کشدش سوی خود و دل به سوی خویش
بر دست گر این هر دو خریدار فروشند
با آنکه ستانیم به صد جان مکن آخر
نی اشکنه، ای دوست، به خروار فروشند
با غمزه بگو کز دگران پیشترش کش
یاران به محلی که بود یار فروشند
این دل چو ز سودای تو افتاد به بازار
آنجا طلب این جیفه که مردار فروشند
نایند به بازار بتان اهل سلامت
کانجا همه خوبان و دل افگار فروشند
باری سخن عاشقی از بهر چه گویند؟
آنان که چو خسرو همه گفتار فروشند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به توصیف بازار عشق و زیبایی میپردازد. او به این نکته اشاره دارد که انسانها جان و دل خود را برای زیباییها و عشق میفروشند. عشق به گونهای است که هر یک از طرفین باید به دیگری توجه داشته باشند، و حتی در میان این خرید و فروشهای عاطفی، دل و جان هنوز در تلاش هستند. شاعر همچنین از غمزهها و ناز و کرشمههای معشوقه سخن میگوید و این که دلها در این بازار به دنبال معشوق هستند. در نهایت، شاعر به این سوال میپردازد که هدف از عاشقی چیست، چرا که بسیاری از عاشقان به شکلهای مختلف احساسات و کلمات را به فروش میرسانند.
هوش مصنوعی: در بازار خوبان، جانهای بسیار را به کمترین بهایی میفروشند، ولی چرا زیبایی و دلنوازی خود را به این دنیا عرضه میکنند؟
هوش مصنوعی: عشق او آنچنان قوی است که جان را به سمت خود میکشاند و دل نیز به سمت خود تمایل دارد. اگر هر دو این احساسات به دنبال همدیگر بیفتند، هر کدام از آنها میتوانند خواستههای خود را به دیگری بفروشند.
هوش مصنوعی: با وجود اینکه ما از جان خود برای تو میزنیم، اما ای دوست، نباید در این کار افراط کنیم و به خاطر این عشق، خود را نابود کنیم.
هوش مصنوعی: با ناز و عشوه به من بگو که از دیگران بهتر است. یاران، در جایی که معشوقهام به فروش میرسد، گوی سبقت را از دیگران بربایند.
هوش مصنوعی: این دل که در پی تو بیتاب و پرخروش شده، حالا به جایی رسیده که در بازار عشق، به دنبال چیز بیارزشی میگردد که به مانند مردار، فقط نزد افرادی که به تجارت چیزهای بیارزش مشغولاند، پیدا میشود.
هوش مصنوعی: اهل سلامت به بازار معشوقان نمیروند، زیرا در آنجا همه زیباها و دلفریبها برای فروش هستند.
هوش مصنوعی: خوب است بدانیم که عاشقی چه ارزشی دارد، چون افرادی هستند که مانند خسرو، فقط برای بیان احساسات خود همواره صحبت میکنند و در واقع کلامشان بیمحتواست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای کاش که سجاده به زنار فروشند
این طایفه دین چند به دینار فروشند
حق از طرف برهمنان است که امروز
صد سبحه به یک حلقه زنار فروشند
ترسم که به خاکستر گلخن نستانند
[...]
خوبان که به هم گرمی بازار فروشند
با هم بنشینند و خریدار فروشند
ما نامه و قاصد نشناسیم و نبینیم
ارباب نظر دیده به دیدار فروشند
حیران شده گان تو به خورشید قیامت
[...]
آنها که به فردوس رخ یار فروشند
از سادگی آیینه به زنگار فروشند
گنج دو جهان قیمت یک چشم زدن نیست
گر زان که به زر لذت دیدار فروشند
درد دل بیمار به هرکس نتوان گفت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.