گنجور

شمارهٔ ۴۷۳

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

شمع من اگر یک شب از خانه برون آید

از هر طرفی صد جان پروانه برون آید

صد جامه قبا گردد از هر طرفی، چون او

کژ کرده کلاه از سر مستانه برون آید

من بی خبر و طفلان سنگی به کف از هر سو

شسته به کمین تا کی دیوانه برون آید

فریاد که از یاری عمری به جفا باشم

چون گاه وفا باشد بیگانه برون آید

هر روز بری جویم از بخت، محال است این

خوشه ز پی شش ماه از دانه برون آید

گر وجه قرار من هست از رخ تو مردن

وه کز خط تو ناگه پروانه برون آید

در کشتن خود یارم، من از تو چه غم دارم؟

گر جان ز پی خسرو خصمانه برون آید



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.