گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

بی تو، ای بی تو به جان آمده جانم، چونی؟

کز پی کاهش من روز به روز افزونی

پیش از این گر چه جفاهات بسی بود، ولی

نه چنین بود از این بیشتری کاکنونی

جان همی خواستی از من که به افسون ببری

جان من رفت و تو هم بر سر آن افسونی

چند گویی که چه حال است دل تنگ ترا

آن چنان است که تو از دل من بیرونی

حال خونابه خسرو دل خسرو داند

تو چه دانی که نه در آب و نه اندر خونی

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

علیرضا در ‫۴ سال قبل، سه شنبه ۱۱ مهر ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۰۱ نوشته:

در بیت اول مصراع اول اصلاح شود
صحیحش: بی من، ای بی تو به جان آمده جانم، چونی

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.