گنجور

شمارهٔ ۱۷۹۶

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

رخساره مکن راست به جایی که تو باشی

ور راست کنی، طرفه بالایی که تو باشی

گفتی چو ببینی رخ ما را غم خود خور

از جان که کند یاد به جایی که تو باشی؟

از دیده نیفتد گذرش بر تو نگویی

تا خاک شوم در ته پایی که تو باشی

شاید که نیاری به نظر ملک جهان را

در کلبه احزان گدایی که تو باشی

خلقی به دم سرد بمیرد به درت، آنکه

خورشید نتابد به سرایی که تو باشی

خسرو، اگر از شعر برانی سخن عشق

احسنت، زهی شعر سرایی که تو باشی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.