گنجور

شمارهٔ ۱۷۴۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

من بهر تو به دیده و دل خانه ساخته

از من تو خویش را ز چه بیگانه ساخته

شانه چرا به مو رسدت، وه که اره باد

بر فرق آنکه بهر تو این شانه ساخته

ماییم رخنه کرده دل از بهر نیکوان

مسجد خراب کرده و بتخانه ساخته

من چون زیم که مهد تو در خانه و برون

سنگ ملامتم سگ دیوانه ساخته

آتش خور است مرغ دلم، خوش پرنده ایست

کایزد به فضل قوت وی این دانه ساخته

یاران که در فسانه راحت کنند خواب

بیخوابی مرا همه افسانه ساخته

چون ناله شبانه عاشق کشیدنیست

مطرب که صد ترانه مستانه ساخته

مردم چو بیوفاست هه آهوان دشت

آرامگاه خویش به ویرانه ساخته

خسرو به عشوه تو زبون گشت عاقبت

خود را اگر چه عاقل و فرزانه ساخته

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 حذف شماره‌ها | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.