گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

باغ بین فصل بهاری ساخته

سرو چون سلطان کلاه افراخته

قمریان گشته غزلخوان یک طرف

پرده نوروز را بنواخته

برده باد اوراق اسناد خزان

غنچه نو مجموعه خوش ساخته

بلبل از اوراق گل کرده درست

منطق الطیر اصول فاخته

گل فروش از ریسمان شیرازه بست

دختر گل بین که چون پرداخته

وان بنفشه بین که خط سبز را

می بخواند سر فرو انداخته

مرغها چندان فرو خواند لطیف

عشقها با شعر خسرو باخته