گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

چون همی دانی که تن چون جان نهان خواهد شدن

تن چو جان جاوید کن کز کوشش آن خواهد شدن

ز آسمان خضروش چون چشمه عمر آمده ست

کین حیات از بیشتر هم بر کران خواهد شدن

بهر چه گردد، گر انبار اندرین راه دراز

کاروانی کان به سوی آن جهان خواهد شدن

این بلندیهای صورت خواستن از بهر چیست؟

چون زمین است آدمی پی آسمان خواهد شدن

کوش در لعبی که از ماتت به قایم ره برد

چون سراسر مهره هایت رایگان خواهد شدن

تا کی آرایش کنی، گاه از در و گاه از گهر

در نگین دانی که آخر خاکدان خواهد شدن

پیش ازان طعمه مکن پیش سگان حرص و آز

قالبی کاندر نهایت استخوان خواهد شدن

حق صحبت را غنیمت دار با هم صحبتان

چون همی دانی جدایی در میان خواهد شدن

نکته خسرو گران دری ست، ور خوش نآیدت

تو مکن در گوش، گوش تو گران خواهد شدن

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.