نام گل بردن به پیشت بر زبان آید گران
دم زدن بی یاد رویت از دهان آید گران
در ترازوی دل ار سنجم ترا با جان خویش
از لطافت تو سبک آیی و جان آید گران
ابرویت در سینه ام بنشست و می لرزم ز بیم
کاین چنین توزی بر آن زیبا کمان آید گران
گر بمیرم از غمت، روزی ندارم غم، جز آنک
بر چنان خاک عزیزان استخوان آید گران
گر خیالت برد جانم بر زبان نآرم، از آنک
منت کم همتان برمیهمان آید گران
آن گرانی دارم از غمهات با این لاغری
سایه او بر زمین و آسمان آید گران
تنگ نآید عاشق، ار صد جور از جانان رسد
گر بریزد ابر کی بر ناودان آید گران؟
گر چه موری گشتم از خواری گرانم بر همه
بوالعجب موری که بر جمله جهان آید گران
گر چه پند دوستان تلخ است، ای خسرو، نکوست
کز طبیبان کن مکن بر ناتوان آید گران
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و آرزوهای عمیق شاعر نسبت به معشوقش است. شاعر در این اشعار به شدت از نبود معشوق و درد جدایی رنج میبرد و تأثیر وجود او بر زندگیاش را بیان میکند. او میگوید که نام معشوقش برایش سنگین و یاد او فراموشنشدنی است. عشق او به قدری عمیق است که حتی اگر از غمش بمیرد، تنها در خیالش خوشی مییابد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و احساسات شدید، نشان میدهد که عشق و غم معشوق برایش بسیار گرانبها و سنگین هستند. او همچنین بر تنگنای عاشقی و اثرات عشق بر روح و جان خود تأکید میکند. در نهایت، شاعر به تلخی پند دوستان اشاره میکند که زبان به نصیحت گشودهاند، اما او به خوبی میداند که در عشق حقیقی نمیتواند سختیها را نادیده بگیرد.
هوش مصنوعی: وقتی نام گل را به زبان میآورم، برایم دشوار است و این قبیل صحبتها به یاد تو نمیافتد. یاد تو بر زبان آوردن برایم سخت و سنگین است.
هوش مصنوعی: اگر بخواهم تو را با دل خود وزن کنم، میبینم که به خاطر نازکی و لطافت وجودت، وزن تو خیلی کم است، اما جان من به خاطر عشق و اهمیت تو سنگینتر میشود.
هوش مصنوعی: ابرویت در دل من جا گرفته و من به خاطر ترسی که از زیبا بودنت دارم، میلرزم از اینکه تو با آن کمان زیبایت، باز هم به من نزدیک شوی.
هوش مصنوعی: اگر از غم تو بمیرم، دیگر روزی برایم غم نخواهد بود، مگر اینکه بر خاک عزیزانی که در دل دارم، استخوانی سنگین آید.
هوش مصنوعی: اگر به یاد تو باشم و جانم را بگیری، اما آن را نمیگویم، زیرا این کار باعث میشود که دیگران هم برای مهمان ما سنگین بیافتند.
هوش مصنوعی: غمها و نگرانیهایی که دارم، حتی با وجود اینکه سایهاش در زمین و آسمان به شدت سنگین و قابل لمس است، به وضوح به من فشار میآورد.
هوش مصنوعی: عاشق هرگز از مشکلات و سختیهایی که از محبوبش به او میرسد، ناراحت نمیشود. مثل این که اگر باران بر روی ناودان بریزد، هیچ وقت وزن آن به زمین نمیافتد.
هوش مصنوعی: هرچند که من از ذلت و حقارت به مانند یک مورچه شدهام، اما بر همه آن دسته از انسانهای شگفتانگیز و بزرگوار سنگینی میکنم؛ یعنی همانطور که یک مورچه به همه جهان میآید و در نظر دیگران کوچک به نظر میرسد، اما از نظر من بزرگ است.
هوش مصنوعی: هرچند نصیحتهای دوستان گاهی تلخ و ناگوار به نظر میرسد، ای شاه، اما خوب است، چرا که از پزشکان انتظار نمیرود به ناتوانان درمانی دهند که برای آنها سنگین و دشوار باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نام حسنت چون برم، بر آسمان آید گران
گر به گل بادی وزد بر باغبان آید گران
شهسوار حسن را، سر، مست باید بود، لیک
نی چنان مستی که در دستش عنان آید گران
دست بر دل مانده از درد خردمندی بسی
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.