گنجور

 
امیرخسرو دهلوی
 

سوی من بین که ز هجرت به گداز آمده ام

روی بنمای که پیشت به نیاز آمده ام

به سر زلف درازت کششی داشتمی

زان کشش به شبهای دراز آمده ام

از تو رفتم، چه کنم صبر چو نتوانستم

اینک آشفته و عاجز شده باز آمده ام

گر در ابروی تو بینم من مدهوش، مرنج

چه کنم، مست به محراب نماز آمده ام؟

دل من جان به تو بخشید و منم پروانه

وز پی سوختن شمع طراز آمده ام

خسروم، از چو منی دور مکن چشم که من

خاک درگاه شه بنده نواز آمده ام

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.