گنجور

شمارهٔ ۱۲۶۷

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

جان زحمت خود برد و به جانان نرسیدیم

دل رخنه شد از درد و به درمان نرسیدیم

موریم که گشتیم لگدکوب سواران

در گوشه که بر پای سلیمان نرسیدیم

دنبال دل دوست دویدیم فراوان

بگرفت اجل راه و بدیشان نرسیدیم

در عشق غبار سر زلفش تن خاکی

شد خاک و بدان زلف پریشان نرسیدیم

چون مرغ که دارند نگاه از پی کشتن

در دام بماندیم و به بستان نرسیدیم

ای باد، سلامی برسانی تو اگر ما

در خدمت آن سرو خرامان نرسیدیم

چه سود که فردا رخ چون عید نمایی؟

کامروز بمردیم و به سامان نرسیدیم

از خون جگر نامه درد تو نوشتیم

بگذشت همه عمر و به جانان نرسیدیم

دل نزل به بیگانه، به خسرو بگوی بس

ما خود سگ کوییم و به مهمان نرسیدیم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

مهدی نظری » گذر عمر » جانان

🎜 معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.