گنجور

شمارهٔ ۱۰۰۲

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات
 

بدان دلفریبی که گیتی نماید

خردمند را دل نهادن نشاید

چه بندی دل اندر خیالات عالم؟

که آیینه رو عاریت می نماید

گره های غمزه مبین سخت و محکم

که چرخش ندید آن، مگر می گشاید

چه بیهوده گویی که پاینده مانم

تو مانی، اگر زندگانی نپاید؟

کسی زنده ماند به معنی و صورت

که از راه صورت به معنی گراید

دل خلق سنگین و دل در خرابی

ازان سنگها این عمارت نشاید

خس است آدمی، چون گرفتار زر شد

چون آن کاه کش کهربا می رباید

ز اصحاب ناجنس زادی نیابی

که استر شود جفت و کره نزاید

چو تو تلخ گویی، همان است پاسخ

عدوگاه دشنام شکر نخاید

بدان ماند از خام جستن بصیرت

که بر خشت خام ابلهی سر نساید

حدیث جهان گر ز من راست پرسی

«دروغی ست آسان که خسرو سراید»



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.