گنجور

گزیدهٔ غزل ۵۹

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

تاب زلفت سر به سر آلودهٔ خون من است

گرنخواهی ریخت خونم زلف را چندین متاب

گل چنان بی آب شد در عهد رخسارت که گر

خرمنی ازگل بسوزی قطره‌ای ندهد گلاب

خط تو نارسته می‌بنماید اندر زیر پوست

بر مثاب سبزهٔ نورسته اندر زیر آب

مست گشتم زان شراب آلوده لب های تنک

مست چون گشتم ندانم چون تنک بود آن شراب

گرم و سردی دید این دل کز خط رخسار تو

نیمه‌ای در سایه ماندو نیمه‌ای در آفتاب

چون شدی در تاب از من داد دشنامم رقیب

سگ زبان بیرون کند چون گرم گردد آفتاب

شب زمستی چشم تو شمشیر مژگان برکشید

خواست بر خسرو و زندگی در میان بگرفت خواب



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

شکوهی نوشته:

لَختِ بیت پایانی نا-درست است:
خواست بر خسرو و زندگی در میان بگرفت خواب

درست :
خواست بر خسرو زند که در میان بگرفت خواب

👆☹

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.