گنجور

گزیدهٔ غزل ۴۳۱

 
امیرخسرو دهلوی
امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات (گزیدهٔ ناقص)
 

سخت دشوار ست تنها ماندن از دلدار خویش

با که گویم حال تنها ماندن دشوار خویش

مرده را حسرت زمردن نیست هست از بهر آنکه

باز می‌گیرند زوهم صحبتان دیدار خویش

هر که روزی ناوکی خوردست او داند که چیست

درد مجروحی که نالد از دل افگار خویش

راز با دیوار هم گفتن نمی آرم ازانک

گوشها می‌بینم از هر سو پس دیوار خویش

گفته‌ای گه گه که خواهم کرد کارت را به هجر

کار من کردی و کردی ، عاقبت آن کار خویش

خسروا پهلوی‌من شین ساعتی دل ده مرا

زانکه دل می‌افتدم از گریه‌های زار خویش

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.