گنجور

شمارهٔ ۹۹۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بر من بیدل اگر جور و ستم فرمودی

لطف بسیار نمودی و کرم فرمودی

تا به صاحب نظری از همه باشم افزون

سرمه چشم من از خاک قدم فرمودی

گفت پیش رقیبان دهمت صد دشنام

باز مرسوم دعاگو ز چه کم فرمودی

نامه شان پیش خودم خوان که ز دور آمده ام

چون دویدن پسرم همچو قلم فرمودی

ن ت من ز سر خوان کرم غصه و غم

گفته بودی که نفرمایم و هم فرمودی

دگر از خون دل ریش شرابم فرمای

چون کباب از جگر سوختهام فرمودی

راندیم از در و خون شد دل مکین کمال

از چه آزردن آفری حرم فرمودی



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.