گنجور

شمارهٔ ۹۷۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

این چه نبهاست وین چه شیرینی

وآن چه گفتار و آن شکر چینی

صورت جان در آب عارض بین

با چنان رخ رواست خود بینی

گرمنت پیش خویش بنشانم

تو نه آن آتشی که بنشینی

سوز جانم که کشته آنم

ریز خونم که تشنه اینی

زاهدا مستم از لبش منو تو

بیخبر از شراب رنگینی

در نگیرد به هیچ نر آتش

دامن از آه ما چه در چینی

چو فتادی به زلف یار کمال

بینی افتادگی و مسکینی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید