گنجور

شمارهٔ ۹۷۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای دل این بیچارگی و مستمندی تا یکی

چون نداری روی درمان دردمندی تابکی

بر دل پرخون من بگریست امشب چشم جام

شمع مجلس را بگو کاین هرزه خندی تابکی

از هواداران ما و تو چو مستغنی است یار

ای رقیب این چاپلوسی و لوندی تابکی

پیش قد بارهای سرو سهی شرمی بدار

در چمن با پای چوبین سر بلندی تابکی

با تو خود را کرد مانندی گل از باد هوا

گفت در رویش صبا کاین خود پسندی تابکی

غمزه جادویت از ما چند پوشاند نظر

عالمی کردی مسخر چشم بندی تابکی

گونیم هردم که بیرون شو کمال از شهر ما

این سمرقندی گریهای خجندی تابکی



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید