گنجور

شمارهٔ ۹۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بازم بناز کشتی صد جان فدای نازت

من زنده تر از آنم گر رغبت است

تند آمدی که داند با کیست این عنایت

بازت پنهان شدی که بأبد کز کیست احترازت

واقف نه از تو یک تن از ساکنان کویت

گه نه از تو یک دل از محرمان رازت

آن خرقه پوش طالب وان دردنوش غالب

آن جسته در نمازت وین هم به صد نیازت

روشن چراغ دولت با ماه دلفروزت

سرسبز شاخ "عشرت از سرو سرفرازت

ای مطرب خوش الحان امشب بمال بر چنگ

طلقی، و گرنه سوزد سوز نهفته سازت

پیش تو هر که آمد بویش کمال روزی

بگریخت زود چون دود از سوز جانگدازت



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید