گنجور

شمارهٔ ۹۶۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

از در خویش مرا بر در غیری بری

باز گونی بدر غیر چرا میگذری

از تو هم پیش تو هم بر در تو داد مرا

فتنه گر هم تو و گوئی که چرا فتنه گری

گر چه در بتحده رفتم ز در کعبه رواست

هم در تست در بتکده چون در نگری

کعبه و دیر توئی دیر کجا کعبه کجاست

نیست غیر از تو کسی غیر کرا میشمری

کعبه گر شد ز تو پر بتکده هم خالی نیست

کمنی نیست ترا کز همه بسیار تری

جویمت که بدر کعبه گهی بر در دیر

چون گدای تو شدم از تو شد این در بدری

رفت آوازه که امسال بحج رفت کمال

بس مبارک سفری چون تو به او هم سفری



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.