گنجور

شمارهٔ ۹۶۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

لیست آن بگو با شکر خورده ای

ز خود خورده باشی اگر خورده ای

چرا میدهد زآن دهان بوی جان

چو دایم ز لبها جگر خورده ای

گرم با سگ خویش بخشی نصیب

غم من ازو بیشتر خورده ای

ترا با من ای کاه یکرنگی است

مگر با رخ بنده زر خورده ای

از المطاف آن غمزه ای دل منال

چو هر لحظه تیری دگر خورده ای

از سرگشتگیهای ما ای صبا

تو دانی که گرد سفر خورده ای

چو آن سرو دیدی یقین دان کمال

که از شاخ امید بر خورده ای



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید