گنجور

شمارهٔ ۹۵۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

باز خود را چو گل تازه بر آراسته ای

باغ رخسار بگلهای نر آراسته ای

خلق بر یکدگر افتاده ز نظاره تو

که دو رخ خوبتر از یکدگر آراسته ای

ابروی شوخ که با ماه نوش سر بسر است

بسر زلف سیه سر بسر آراسته ای

شوخی و فتنه گر و سنگدل و عهد شکن

چشم بد دور بچندین هنر آراسته ای

با وجود لب تو نیست بسائی محتاج

مجلس ما که بنقل و شکر آراسته ای

هست مهمان نور آن به مگر ای دل که ز اشک

خانه دیده بلعل و گهر آراستهای

روی آراسته بنمای خصوصة به کمال

که تو خاص از پی اهل نظر آراسته ای



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید