گنجور

شمارهٔ ۹۴۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گفتم شکرست آن به دهان گفت ترا چه

گفتم چه نمکهاست در آن گفت ترا چه

گفتم دهن تنگ را در لب خاموش

لطفیست که گفتن نتوان گفت ترا چه

گفتم بخوشی گر لب شیرین تر جانست

قد نیز روانست روان گفت ترا چه

گفتم که تو جانی و بی دوستر از جان

هم جانتی و هم شوخ جهان گفت ترا چه

گفتم رخ تو برگ گلست آمده بیرون

خالت خوش و خط خوشتر از آن گفت ترا چه

گفتم چه کمند افکن و دلبند فتادست

آن گیسوی در پای کشان گفت ترا چه

گفتم ز ملاحت همه چیزت بکمالست

خندان شد و افسون کنان گفت ترا چه



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط