گنجور

شمارهٔ ۹۱۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

از فرقت نو هر دم خون بارم از دو دیده

گر دیدنت نباشد بیزارم از دو دیده

چشم نمی تواند روی رقیب دیدن

آری همین توقع میدارم از دو دیده

گر نیستم به مهرت صادق چو صبح، بادا

همچون شفق پراز خون رخسارم از دو دیده

تا دیده دید رویت افتاد در بلا دل

افتد چنین بلاها هر بارم از دو دیده

بادم به دست و آتش در جان و خاک برسر

همواره آب حسرت می بارم از دو دیده

ز آندم که وقف عشقت کردم خرابه دل

تخم وقا و مهرت می کارم از دو دیده

گرچه کمال در جان درد تو کرد پنهان

چون آب می بخواند اسرارم از دو دیده



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید