گنجور

شمارهٔ ۹۱۰

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گفتم ملکی با بشری گفت که هردو

کانه نمکی با شکری گفت که هردو

گفتم به لطافت گلی ای سرو قبا پوش

یا نی شکری یا گهریه گفت که هردو

گفتم به خط سبز و لب لعل روانبخش

آب خضری یا خضری گفت که هردو

گفتم بجبینی که به آن روی توان دید

با آئینه یا قمری گفت که هردو

گفتم که به یک عشوه ربانی ز سرم عقل

با هوش من از تن ببری گفت که هردو

گفتم دل مائی که ندانیم کجائی

با دیده اهل نظری گفت که هردو

گفتم ز کمالی تو چنین بیخبر و بس

با خود ز جهان بیخبری گفت که هردو



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید