گنجور

شمارهٔ ۸۹۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

چاره کس نکند غمزه خونخواره تو

خون نگرید چه کند عاشق بیچاره تو

کرد با خاک سر و جان عزیزان هموار

داغ پیوسته و درد غم همواره تو

هر کسی راز دل ریشه بود ناله و آه

ناله ماه ز دل سختتر از خاره تو

انه منم از وطن افتاده غریب نو و بس

ای مقیمان و غریبان همه آواره تو

روز حشر از دل عاشق به جز این نیست سؤال

که چه آمد به نو از بار ستمکاره تو

گر کنی پرده ز رخ دور مرانه چشم مرا

بود لایق و شایسته نظاره تو

چند پوشیده بر آئی چو شنودندة کمال

فی جینی از خرقه صد پارهٔ تو



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.