گنجور

شمارهٔ ۸۹۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای کاش رفتمی چو صبا در حریم تو

تا زنده گشتمی نفسی از نسیم تو

از تو امید قطع کنم این روا بود

ما را امیدهاست به لطف عمیم تو

گر بگذری نو از سر عهد قدیم ما

ز ما نگذریم از سر عهد قدیم تو

ای آنکه منع می کنی از عاشقی مرا

فریاد از این طبیعت نا مستقیم تو

ما را به صحبت خود اگر راه نمی دهی

باری رقیب کیست که باشد ندیم تو

آیا چگونه بر کند در غم فراق

پرورده در وصال به ناز و نعیم تو

مغرور عشوه شده باز ای کمال

او از سلامت نر و طبع سلیم تو



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید