گنجور

شمارهٔ ۸۷۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

من و محنت تو زهی راحت من

چه راحت که بخت من و دولت من

چو من با تو باشم زهی راحت تو

اگر این نباشد زهی محنت من

به دشنام من رنجه گشتی شنیدم

زهی خواری نو زهی عزت من

من و اقتدا با تو در هر نمازی

همین است تا زنده ام نیت من

غمم گو مخور چونکه آن یار دیرین

تکو می شناسد حق نعمت من

زنصدبع میترسم ای جان روانتر

ز خاک در او بر زحمت من

کمال این شرف تا قیامت ترا بس

که گوید فلانیست در خدمت من



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید