گنجور

شمارهٔ ۸۲۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بحر عشقت بحر بی پایاب گفتن میتوان

در وصلت گوهر نایاب گفتن میتوان

عاشق گریان که گوید با تو دستی ده بما

گر چه گستاخیست در غرقاب گفتن میتوان

گر کنم با چشم و دل گه گه ز بخت خود حدیث

پیش بیداران حدیث خواب گفتن میتوان

ابرویت از گوشه گیران دل بناحق میبرد

قول حق در گوشه محراب گفتن میتوان

گرنشد گفتن به آهو وصف چشمت چون گریخت

از خطت حرفی به مشک ناب گفتن میتوان

بلبلان شب تا سحر از گل حکایت می کنند

این حکایت با گل سیراب گفتن میتوان

غم مخور چون زاهدان خشک از پیری کمال

تا غزلهای تر چون آب گفتن میتوان



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

آثار خوشنویسی و نگارگری مرتبط با اشعار را معرفی کنید