گنجور

شمارهٔ ۸۲۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

با درد تو آرمید نتوان

از داغ تو هم رهیة نتوان

گر تیغ به باره از تو بر سر

از همچو توئی برید نتوان

چون از همه دلبران گزینی

بر تو دگری گزید نتوان

رخسار چو زر چه سود مارا

وصلت چو بزر خرید نتوان

رویت مهه عید عاشقانست

هر دم مه عید دید نتوان

سیب ذقن شکر دهانان

بوسید توان گزید نتوان

گویند کمال پست کن آه

پست است سخن شنید نتوان



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید