گنجور

شمارهٔ ۷۸۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

مرا گویند باران کیست بار تو چرا گویم

ز مهروبان کدامست اختیار نو چرا گویم

نشسته بر سر راه طلبکاری چو مشتاقان

برای کیست چندین انتظار تو چرا گویم

نماند از خوردن غمهای تو نام و نشانی هم

نگونی چیست نام غمگسار نو چرا گویم

رقیب ار گویدم کای بیخبر از کار و بار خود

به من باری بگو تا چیست کار تو چرا گویم

گرم باشد مجال نطق پیش تو به روز و شب

سخن جز از سر زلف و عذار تو چرا گویم

و اگر باز از قرار دوستی آن زلف بر گردد

چرا و چون به زلف بی قرار تو چرا گویم

اگر خون کمال آن غمزه ریزد از سر مستی

من این رنجش به چشم پر خمار تو چرا گویم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد تصاویر مرتبط