گنجور

شمارهٔ ۷۶۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر دهد دستم کز آن عارض نقابش بر کنم

بوسه دو از رخ چون آفتابش بر کنم

تلخ گردد کام عیش من چو دندان طمع

از لب شیرین چو حلوای نباشه بر کنم

پیش چشم من مقابل جز خیال روی دوست

هر که زد خیمه همه میخ و طنابش بر کنم

سرو را پیش قد او باغبان گر بر نکند

و من روم با چشم گریان تا به آبش بر کنم

نرگس ار گوید مثال غمزه اش دیدم به خواب

در نظرها چشم مست تیم خوابش بر کنم

تا حدیث اوست نقل مجلس پیر مغان

دل کجا یک لحظه از نقل و شرابش بر کنم

گر شود مطرب خمش با او چو می نوشد کمال

بشکنم چشم نی و گوش ربابشه بر کنم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید