گنجور

شمارهٔ ۷۶۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر تو سر خواهی ز من سر با تو ببارم به چشم

سر چه باشد هرچه دارم در نظر آرم به چشم

گفته بردار از خاک در ما روی خویش

گرچه گردست آن نه رو آن گرد بردارم به چشم

گفته نظاره رویم به چشم من گذار

چون نوع چشم دیگری غم نیست بگذارم به چشم

گفته از دور به شمر عقدهای زلف من

گرچه بی انگشت دشوارست بشمارم به چشم

گفته سر نامه عشقم به خون دل نگار

سازم از مژگان قلم و آن نامه بنگارم به چشم

گفته پایم ببوس و هیچ با مزگان مسای

مردمی چشمی دل مردم نیازارم به چشم

گفته از ما نگه دار آب روی خود کمال

خاک کوی تست آب رو نگه دارم به چشم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.