گنجور

شمارهٔ ۷۶۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر بی تو یک دو دم من بیمار زیستم

از غمزه تو خسته و انگاره زیستم

از من چو نیم ناز دگر داشتی دریغ

چون صید نیم کشته به ناچار زیستم

تن گرچه روز هجر زدی باز شد هلاک

شرمنده ام ز بار که بسیار زیستم

رضوان به روضة خضر به آب حیات زیست

من با خیال آن لب و رخسار زیستم

کوثر ز سنگ تربت من گر چکد رواست

چون سالها به باد لب بار زیستم

هر بار کز کرشمه مرا غمزه تو کشت

از ذوق کشتن تو دگر بار زیستم

گفتی کشم ز جمله ترا بیشتر کمال

من بیشتر برای همین کار زیستم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید