گنجور

شمارهٔ ۷۶۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر به میخانه حریف می و شاهد باشم

به که در صومعه بنشینم و عابد باشم

وقت آن شد که اقامت به خرابات کنم

تا به کی معتکف گوشه مسجد باشم

دامن پیر مغان گر فتد این بار بدست

من سرگشته چرا طالب مرشد باشم

سال ها بر در میخانه نشینم به از آن

ک ه ازین گوشه نشینان مقلد باشم

زهد در صومعه می ورزم و این رندی نیست

رندی آنست که در میکده زاهد باشم

یار اگر ز آه من خسته نگر اندیشد

فارغ از قصد بداندیشی حاسد باشم

زندگی در سر تقوی شد و حیف است کمال

که همه عمر درین فکرت فاسد باشم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید