گنجور

شمارهٔ ۷۵۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

غم دوست من مغتنم می شمارم

نشاطی که بیاوست غم میشمارم

ستمها که خاطر نداند شمارش

از آن غمزه عین کرم میشمارم

گدای تو را پادشه میشناسم

فقیر ترا محتشمه میشمارم

تو شیرین تری گفتمش با دهانت

ایران به گفتا من او را عدم میشمارم

از روی ترمه را به میزان ادراک

اگر پر شود نیز کم میشمارم

قدم تا نیاورده در ره عشق

فرنجیه گرت بی قدم میشمارم

کمالت زجان بنده شد خواجگی بین

که خود را چنین محترم میشمارم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید