گنجور

شمارهٔ ۷۴۹

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

شبی که بی رخ آن شمع مه جبین باشم

به ناله همدم و با درد همنشین باشم

مرا که مهر دلفروز در دلست چو صبح

به صادقیست که بی آ. آنشین باشم

گرم مجال بود در حریم حضرت دوست

چرا مقید فردوس و حورعین باشم

ترا که خرمن مشک است گرد ماه چه باک

اگرچه من ز گدایان خوشه چین باشم

کمال عاشق و رندست حالیا ز ازل

زهی سعادت اگر تا ابد چنین باشم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید