گنجور

شمارهٔ ۷۱

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

آن شوخ که رفت از بر ما باز کجا رفت

دور از نظر اهل وفا باز کجا رفت

جان تازه کنان بر سر بالین ضعیفان

نا آمده چون باد صبا باز کجا رفت

درد دل رنجور مرا زان لب جانبخش

تا راده بشارت به شفا باز کجا رفت

آن شاه کزو خانه دل شاه نشین بود

از کلبه احزان گدا باز کجا رفت

شهباز صفت کرد بسی صید دل و باز

بگرت به ترک همه تا باز کجا رفت

دل رفت به بوی تو ز مسجد به خرابات

بیچاره نظر کن ز کجا باز کجا رفت

هم میکده هم صومعه خالی ز کمال است

تا اثر تو بزاری و دعا باز کجا رفت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام