گنجور

شمارهٔ ۶۹۲

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

بحمدالله که دیگر بر روی دوستانه دیدم

چو بلبل می کنم مسنی که باغ و بوستان دیدم

من آن مرغ خوش الحانم که بیرون از قفس خود را

به اقبال بهار ایمن ز تشویش خزان دیدم

فلک گر تافت روی مهر و بر گردید از یاری

فراموشم شد آن، هر دو چو یار مهربان دیدم

شب قدری که می جستم به خواب و روز نوروزی

چو آن رو دیدم و آن موهمین دیدم همان دیدم

مراد من میان بار بود آن در کنار آمد

میان راحت افتادم چو رنج بیکران دیدم

زمان وصل کر دیگر زمانها به نهد عاشق

به روی دوستان من این زمان را آن زمان دیدم

کمال آن دم که خواهی دید با باران ترین خودرا

بگو این دولت از بمن نه صاحب قرآن دیدم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید