گنجور

شمارهٔ ۶۸۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

باز در آن کو گذری بافتم

بر درش از کعبه دری یافتم

پیش گدایان سر کوی دوست

ملک جهان مختصری بافتم

جان و سر و دبده چه داریم دوست

از همه چون دوسری بافتم

گر نظر مردم مقبل به ماست

آن ز قبول نظری یافتم

ای که گریزد دلت از داغ عشق

رو که ترا بیجگری یافتم

بی خبر افتاده در آن کوست دل

این قدر از دله خبری یافتم

دلش شد و دلبر به کف آمد کمال

گر شبه گم شد گهری یافتم



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.