گنجور

شمارهٔ ۶۸۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای زنگیان زلف ترا شاه چین غلام

آئینه دار حاجب رویت به تمام

شد روشنم که منزل سرو است جویبار

کز چشم من نمی رود آن سرو خوش خرام

دل انتظار وعده وصل تو میکشد

مسکین دل شکسته که دارد خیال خام

جانم به لب رسید چو زلف تو بگذرد

آید به لب هر آینه چون بگذرد ز کام

چشمم چو دید روی تو در تاب زلف گفت

صبح امید است که شد پایبند شام

خونش حلال باد که بی موجبی کند

نظارهٔ جمال نو بر عاشقان حرام

هر کس ز ننگ و نام طریقی گزیده اند

با عشق تو کمال بر آمد ز ننگ و نام



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید