گنجور

شمارهٔ ۶۸۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

از لب و زلف او نشان جستم و باز یافتم

آب حیات خوردم و عمر دراز یافتم

سر خداست نقطه ان دهن و در آن سخن

واقف سر غیب را محرم راز یافتم

راهروان کعبه گو بر پی من نهید پی

کز سر کوی او رهی سوی حجاز یافتم

جنت نسیه زاهدا تو به نماز یافتی

دولت وصل نقد را من به نیاز یافتم

چون به نظاره آمدم روز شکار دلبران

دام دل سبکتکین زلف ایاز یافتم

نی توبه بندگان خود جور و ستم کنی و بس

جمله شهان حسن را بنده نواز یافتم

بر سر کوی دلبران بود کمال گم شده

گرد در تو اش طلب کردم و باز یافتم



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید