گنجور

شمارهٔ ۶۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

آبی کجاست کآتش عشقم جگر بسوخت

و ین برق جانگداز همه خشک و تر بسوخت

مرغ سپیده دم که خبر داد از توام

اکنون نمی دهد مگرش بال و پر بسوخت

باید که شمع را نرسد باد و آتشی

پروانه ضعیف چه باشد اگر بسوخت

بازم بسوخت آتش هجران نو جگر

دیدی چگونه سوخت به بادی دگر بسوخت

دوشم بگوشه نظری کردهای عزیز

نازک دل عزیز تو بر ما مگر بسوخت

گفتم که سوز آتش دل کم شود به اشک

این سوز کم نگشت از آن هم بتر بسوخت

می سوخت بار شیع گدازان و پس کمال

از شمع اندکی و ازو بیشتر بسوخت



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید