گنجور

شمارهٔ ۶۰۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ما را بچه جرم از نظر انداخته باز

ما سوخته و تو بخان ساخته باز

صد شب بمن آورده بروز وز تکبر

روز دگرم دیدم و نشناخته باز

گر داعیة سوختن جان منت نیست

چون شمع وجودم ز چه بگداخته باز

با ابروی تو دیده نهانی نظری باخت

دل گفت نظر کن که چه کج باخته باز

ای آمده در حلقه عشاق سواره

بر لشکر مغلوب چرا تاخته باز

از دوده درونها شه من نیک بیندیش

کز آتش دلها علم افراخته باز

گر صید تو شد زود کمال این عجبی نیست

بر مرغ برانداخته انداخته باز



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید