گنجور

شمارهٔ ۵۶۸

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

ای من غلام روی تو هر چه تمامتر

شهری ترا غلام و دعاگر غلامتر

چشمم که ساختی بره انتظار خشک

دارند زلف و عارض تو صبح و شامتر

گر آه و ناله از تو بر آورده اند نام

از هر دو هست دیده گریان بنامتر

می را که می نهند به هر مجلسی حرام

گر نیست ساقیش چو تو باشد حرامتر

طوطی به منطق تو ندارد زبان بحث

با آنکه هست از همه شیرین کلامثر

طاوس خوش خرام رها کن بصحن باغ

آن سرو ناز بنگر ازو خوش خرامتر

نا گشتة منی برآن استان کمال

کس نیست در جهان ز تو عالی مقامتر



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید