گنجور

شمارهٔ ۴۸۵

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

گر تو از پرده به ما رخ بنمانی چه شود

ور دری بر من درویش گشانی چه شود

بفراموشی ار ای شمع دل افروز شبی

از در حجره ما باز در آنی چه شود

صبح امید من ار بار دگر از سر مهر

حال ما نیره نداری و بر آنی چه شود

بر سر کوی وصالت به امید نظری

اگر آیم من محزون به گدانی چه شود

محنت غربت و تنهانی شب کشت مرا

آخر ای شام غریبی بر آنی چه شود

ما حریف می و چنگیم به آواز بلند

مطربا گر تو همین پرده سرانی چه شود

جام می نوش کمال و مکن اندیشه آن

که ترا حاصل ازین زهد ربانی چه شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام