گنجور

شمارهٔ ۴۳۷

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

از آن میان هیچ اگر نشان باشد

این خبر هم در آن دهانه باشد

گر میان باشد شه بزیر قبا

خرقة بنده در میان باشد

وره دهان گویمش که هست آن نیز

سخنی از سر زبان باشد

دل ز سرو روان او زنده است

همه کس زنده از روان باشد

گو برو جان و جا به او بگذار

که مرا او بجای جان باشد

عقل گفت لر به حسن آنی هست

آن قد و ابروی فلان باشد

این چه جای تأمل است کمال

الف و نون برای آن باشد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دریای سخن - دریای شعر فارسی برای اندروید