گنجور

شمارهٔ ۴۳۳

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

زاهد از روی تو تا چند مرا توبه دهد

گو دعا کن که خدایش ز ریا توبه دهد

گفته ای بردر منه بس کن ازین ناله و آه

کس ندیدم که گدا راز دعا توبه دهد

عاشق روی نرا زین دو برون کاری نیست

با رقیبش کشد از عشق تو با توبه دهد

پیش لبهای تو از دعوی کوچک دهنی

غنچه ها را همگی باد صبا توبه دهد

شیخ در دور لب او به کسی توبه نداد

همه رفتند به میخانه کرا توبه دهد

رایگان دل برد آن ابرو و زین ناید باز

شوخ کج باز که او را ز دغا توبه دهد

مرشد آن نیست که از می دهدت توبه کمال

مرشد آنست که از تو به تو را توبه دهد



با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

در فهرست‌گذاری نسخه‌های خطی اشعار گنجور مشارکت کنید