گنجور

شمارهٔ ۴۰۶

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دل که از درد تو پر شد ناله را چون کم کند

مرهم و درمان کجا این درد افزون کم کند

از خروش کشتگان گر زحمتی باشد ترا

غمزه بیمار را فرمای تا خون کم کند

آب چشمم کم نشد چندانکه مژگان بر گرفت

کس به پروبزن چگونه آب جیحونه کم کند

با دو صد گنج و گهر گر کردمت قیمت مرنج

مشتری نیز از بهاری در مکنون کم کند

گر بمن بوسی ببخشی کم نگردد زان جمال

با زکات کی گدا از گنج قارون کم کند

رشکم از زاهد نمی آید که گه گه بیندت

طبع ناموزون چو میل شکل موزون کم کند

گر چو شمع خلونت سوزد زبان مگشا کمال

نصه سوز درون عاشق به بیرون کم کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام