گنجور

شمارهٔ ۴۰۴

 
کمال خجندی
کمال خجندی » غزلیات
 

دل غمدیده شکایت ز غم او نکند

طالب درد فغان از الم او نکند

کیست در خور که رسد دوست بفریاد دلش

آنکه فریاد ز جور و ستم او نکند

هر که خورسند نباشد به جفاهای حبیب

ناسپاسیست که شکر نعم او نکند

چشم زاهد نشود پاک ز خود بینی خویش

تا چو با سرمه ز خاک قدم او نکند

پارسا پشت فراغت چه نه بر محراب

گر کند تکیه چرا بر کرم او نکند

شربت درد تو هر خه که نوشید دمی

التفاتی بمسیحا و دم او نکند

تا بگرد در تو طوف کنان است کمال

هوس کمبه و پاد حرم او نکند



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.